از انفجار احساس تا کنترل و پرورش احساس

نگاهی به: “زمستان معشوق من است“‏


زمستان معشوق من است: مجموعه شعر‏
آقایی، مانا
سیپرس- استکهلم. ۱۳۹۱ [۲۰۱۲] چاپ نخست. ۴۰ ص.‏
شابک: ۹۷۸۹۱۹۸۰۰۶۰۱۸‏

‏”هیچ کس قتل درختی را ‏
بهخاطر چند ورق کاغذ قبول نمیکند
با این همه نوشتن شعر بد ‏
معمولترین سرگرمی دنیاست.”‏

گمان نکنم از میان آنان که شعر میخوانند، بتوانیم کسی را پیدا کنیم که با این چند جمله مخالف باشد.‏
این چهار خط شعری است از مانا آقایی بهنام “سرگرمی”. پس کسی که این را فهمیده، پیششرطی را هم پذیرفته ‏است، و پیششرط این است که نباید شعر بد بگوید.‏
مانا آقایی بهتازهگی دفتر شعرِ “زمستان معشوق من است” را به چاپ رسانده است. هرچند این مجموعهی شعر را ‏بهخاطر صفحههای اندکش به سختی میتوان یک “کتاب” نامید، اما با اهمیّت و قابل بررسی است، و به خوبی نشان ‏میدهد که هنر نه در زیاد نوشتن، بلکه در گزیدهگویی است.‏
شاعر در پایان این دفتر ، زیر عنوان “از این قلم منتشر شده است” از کتابش “در امتداد پرواز” که در سال ۱۳۷۰، ‏برابر با ۱۹۹۱ میلادی به چاپ رسانده اسمی نمیبرد. من بعید میدانم آدم دقیقی مانند مانا که کارش سنجیدن واژهها و ‏پیدا کردن جای مناسبشان در جملههاست از سر بیتوجهی این کار را کرده باشد. پس به سراغ کتاب نامبرده رفتم و پس از ‏بیست و یکسال دوباره آنرا خواندم و به کشفی رسیدم. به این کشف رسیدم که مانا آقایی از یک جوان که احساساتش در ‏کلمات منفجر میشدند و چیزی از آنها باقی نمیماند تا به یادت بماند، به شاعری تبدیل شده است که آرام آرام واژهها را ‏همچون دانههایی بارور چنان در ذهنت مینشاند که با بستن کتاب، این کلمات تازه آغاز به رشد میکنند و شاخ و برگ ‏میگسترانند. او از منفجر کردن احساسات در کتاب اولش، به پرورش آنها در کتاب تازهاش دست یافته است.‏
البته میتوان دید که مانای “زمستان معشوق من است”، همان مانای “در امتداد پرواز” است که در خواب و بیداری ‏با ماه و درخت و آفتاب و ستارگان در راز و نیاز و عشقبازی است، و میخواهد حسرت یک زندگی طبیعی و آزاد، و دردِ ‏کمبود و نبود آنرا از جان خود دور کند و سنگینیاش را بر واژهها آوار کند. اما او در این دو دهه راهی عظیم را پیموده و به ‏زبانی دست یافته که مالِ خودِ اوست و میماند. او بسیار ساده مینویسد و با همین سادگی، هم غزل میسراید و هم ‏حماسه. ببینید در شعر “صدف شکسته”، در “زمستان معشوق من است” چگونه از یک هماغوشی، حماسهای به یاد ماندنی ‏برجا گذاشته است:‏
‏”چه به دریا نزدیک بودم
آن شب که نمک دهان تو مى لغزید
زیر زبانم
صخره ها دندان هایشان را
با چاقوى باد تیز مى کردند
ومن مزه ی شور مرد را با حرص فرو مى بردم
تا تشنه تر شوم
به گمانم توفان گوش هاى تو را
از بیخ بریده بود
زیرا بى صدا روى امواج سفر مى کردى
مرا نمى شنیدى
که خونم را مى تکاندم روى ماسه ها
اکنون ردم را بگیر و بیا
در دامنم صدفى شکسته بینداز
من هنوز همان زنى هستم
که مى خواست برایت اقیانوسى از مروارید بدنیا بیاورد
پارو بزن
و رختخوابت را نزدیک تر بیاور
در این تاریکى بى فانوس.”‏

او نه زبان را با پیچ و تابهای عجیب میآزارد، و نه ذهن را با عبارتهای غریب خسته میکند، و در همان حال ‏تو را به فکر وامیدارد؛ چنانچه در شعر “درخت”، در این چهار جمله چیزی میگوید و تصویری میدهد که هرگز ‏فراموشت نمیشود:‏
‏”دایم برای باد‏
دستمال سبز تکان میدهد
آیا به صلح فکر میکند
درختی که میبینم؟”‏

او که در کودکی طعم زندگی در کشوری جنگزده و دچار آشوب و انقلاب را چشیده، زخمهایی برداشته است که ‏بسیاری از مهاجران به خوبی با آنها آشنا هستند. به این جملهها که از شعرهای دفترِ “زمستان معشوق من است” بازگو ‏میکنم توجه کنید که به نوعی از دیدِ شاعر به گذشته، حال و آینده سخن میگویند:‏
شعر “کوچ”:‏
‏”میترسم صدای خِشخشی که پشت سرم میشنوم
تا ابد دنبالم کند”.‏

شعر “مسافران”:‏
‏”شال و کلاه میکنند
دست به سینه میایستند
چشم برهم میگذارند
‏ و بیصدا میروند زیر زمین
هیچکس نمیتواند مثل آدمبرفیهای محلهی ما
اینطور شاعرانه به آفتاب فکر کند”.‏

و در شعر “راهنمای فصلها” میگوید:‏
‏”سر راهت یک سراشیبی لیز و خطرناک است‏
که تا امروز
فقط باد از آن جان سالم بهدر برده”.‏

در شعرهای این کتاب سه ویژهگی شعری بارز است. نخست اینکه تصویرها- همزمان- در دسترس، و ‏دستنیافتنی هستند، و دوم اینکه ایجاز در آنها رعایت شده، و سوم اینکه میشود آنها را بارها خواند.‏
برای آشنایی بیشتر با مانا آقایی و آگاهی از اندیشههای او میتوانید به نشانی الکترونیکی زیر مراجعه کنید:‏
http://sharvih‏۳‏‎.blogfa.com/post-‎‏۳۷‏‎.aspx‎‏ ‏

2 دیدگاه در “از انفجار احساس تا کنترل و پرورش احساس

  1. کاین بزرگان هنرشناسانند
    ناقدانند و زرشناسانند
    “وحشی بافقی”
    درود بر “مسعود کدخدایی” و قلمش
    مثل همیشه شیوا و رسا !

  2. بازپینگ: زمستان معشوق من است « My Blog

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>